خرید بک لینک

درباره سایت

473.

امکانات وب

بابام ُ میشه فرستاد تو اون دسته از باباها که هرچی مسافت دورتر ، داد زدنشون پشت تلفن بیشتر  :|

برچسب: نویسنده: ستایش شاکری تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

از خواص پریود حساس شدن عه ، جوری که با هر چیزی بغضم بگیره

الکی مثلا دارم تلخی ِ امشب ُ میندازم گردن اون بیچاره

برچسب: نویسنده: ستایش شاکری تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

فاطی اومده میگه هنوزم حرفاتو اینجا میزنی ..

میدونی فاطی ؟ شاید واسه اینه که حس میکنم اینجارو دیگه کسی نمیخونه ، احساس امن بودن بهم میده ، هم اینکه کسی رو ندارم که حرفامو بهش بزنم .. هیچ کس .. هیچ کس ...


برچسبها: آینده ی نامعلوم, کاملا خصوصی, انواع دخالت اکیدا ممنوع

برچسب: نویسنده: ستایش شاکری تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

یعنی دیگه به جایی رسیدم که رمزی که خودم واسه ادامه مطلبم گذاشتمم یادم نمیاد  :))

برچسب: نویسنده: ستایش شاکری تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

چقدر امشب الکی ناراحت شدم و چقدر احمقانه فکر کردم ممکنه ازم دفاع شه ولی بدتر شد و چقدر تلخه که بخاطر همچین چیزی از اونایی که دوسشون داری بکشی بیرون .. میدونم بچگانه س ولی مدلمه ... از جلوی چشمام محوشون کردم ، میخوام برگردم به روزایی که اهمیتی نمیدادم به هیچ چیز .. میدونی ؟ واقعا دارم روزای خیلی خیلی تلخی رو سپری میکنم ، یادمه 5 سال پیشم همچین حالی رو داشتم که نیما رو تو همین وبلاگای بلاگفا پیدا کردم .. سالهاست ازش بیخبرم .. حتما ازدواج کرده دیگه :)) یادمه همیشه دنبال زن میگذشت :)) بهرحال اون روزای سخت ُ نیما بود که برام راحت کرد ، نزاشت افسرده شم ، حالا چی ، حالا به کی تکیه کنم وقتی فقط خودمم ... متنفرم از وضعیتی که دارمبرچسبها: آینده ی نامعلوم, کاملا خصوصی, انواع دخالت اکیدا ممنوع

برچسب: نویسنده: ستایش شاکری تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

پایان رابطه 5 ساله ؟    - زارت

برچسب: نویسنده: ستایش شاکری تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

حتی برای بار دوم هم نخوندمش ، به خودم اومدم دیدم همه ی پیاماشو دیلیت کردم

برچسب: نویسنده: ستایش شاکری تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

این همون چیزی بود بیشتر از چند سال انتظارش ُ کشیدم :)))

با صبر ُ تحمل بسیار بالاخره به دستش اوردم :)))

دیشب شب خیلی هیجان انگیزی بود برام ، حتی برای صدم ثانیه هم فکرم منحرف نشده بود و صبح وقتی از سر عادت پیامارو چک کردم .... خداحافظ !!!

واو پسر بالاخره این کلمه رو گفت یعنی سر حرفش میمونه یا بازم یکی از اون بچه بازیاشه؟

برچسب: نویسنده: ستایش شاکری تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

آدم دم ِ رفتن همش دلشوره میگیره

دو روز بگذره این دلشوره ها از خاطرت میره

 

برچسب: نویسنده: ستایش شاکری تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

من حتی یه سر سوزنم ناراحت نیستم ، قلبم فشرده نشده و هیچ حس بدی ندارم ، حتی خاطراتم مرور نمیکنم ، من فقط باورم نمیشه  :)))

برچسب: نویسنده: ستایش شاکری تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

صفحه بندی