برچسب:
نویسنده: ستایش شاکری
الکی مثلا دارم تلخی ِ امشب ُ میندازم گردن اون بیچاره
برچسب:
نویسنده: ستایش شاکری
میدونی فاطی ؟ شاید واسه اینه که حس میکنم اینجارو دیگه کسی نمیخونه ، احساس امن بودن بهم میده ، هم اینکه کسی رو ندارم که حرفامو بهش بزنم .. هیچ کس .. هیچ کس ...
برچسب:
نویسنده: ستایش شاکری
برچسب:
نویسنده: ستایش شاکری
برچسب:
نویسنده: ستایش شاکری
برچسب:
نویسنده: ستایش شاکری
برچسب:
نویسنده: ستایش شاکری
این همون چیزی بود بیشتر از چند سال انتظارش ُ کشیدم :)))
با صبر ُ تحمل بسیار بالاخره به دستش اوردم :)))
دیشب شب خیلی هیجان انگیزی بود برام ، حتی برای صدم ثانیه هم فکرم منحرف نشده بود و صبح وقتی از سر عادت پیامارو چک کردم .... خداحافظ !!!
واو پسر بالاخره این کلمه رو گفت یعنی سر حرفش میمونه یا بازم یکی از اون بچه بازیاشه؟
برچسب:
نویسنده: ستایش شاکری
دو روز بگذره این دلشوره ها از خاطرت میره
برچسب:
نویسنده: ستایش شاکری
من حتی یه سر سوزنم ناراحت نیستم ، قلبم فشرده نشده و هیچ حس بدی ندارم ، حتی خاطراتم مرور نمیکنم ، من فقط باورم نمیشه :)))
برچسب:
نویسنده: ستایش شاکری